منظور شما یکی دیگر از نرم افزار های مورد نیاز برای اجرای نرم افزار خود را?

[ad_1]

آن را در حدود مارس سال 1999 بود و من مشغول به کار در یک شرکت نرم افزاری (CITIL – Citicorp فناوری اطلاعات صنایع محدود) که متخصص در core banking محصولات. این شرکت رفت و برای تبدیل شدن به یک غول در core banking فضا شد و پس از آن به دست آورد توسط اوراکل در سال 2005. در اواخر دهه 90 اگر شما مشغول به کار در یک شرکت نرم افزاری به طور پیش فرض شما خواهد زمین در ایالات متحده و یا بریتانیا در یک پروژه.

من تا به حال پر حادثه ارتباط با CITIL برای یک مدت زمان طولانی و در حدود 90 درصد از آن هسته کسب و کار بانکی بود که از آفریقا است. بنابراین به طور پیش فرض اگر شما سفر را از این شرکت در یک پروژه آن را به آفریقا. دوستان من استفاده می شود به سر در گم وقتی که من می گویند که من می خواهم به یک کشور آفریقایی در یک پروژه نرم افزار – دلیل بودن آفریقا و نرم افزار رفت و هرگز دست در دست هم برای بسیاری از کسانی که روز و من حدس می زنم آن را ممکن است حقیقت امروز نیز.

در میان این پس زمینه من رفته بود به دفتر یک روز و آن کسب و کار به عنوان معمول به طور ناگهانی زمانی که یکی از کارفرمایان (من هرگز استفاده می شود به می دانم که رئیس من بود در آن روز – که ما منابع در یک استخر و گیلاس چیدن کارفرمایان مورد استفاده قرار گیرد به سمت راست را انتخاب کنید میوه ها برای حق ماموریت) به نام من با تمام 32 سفید پوستان مروارید وار قابل مشاهده و گفت: “من می خواهم شما را به سفر” – من فقط مخوف لحظه ای که من تا به حال فقط از غنا (برای کسانی از شما تعجب که در آن غنا است – آن است که در غرب آفریقا) پس از 8 ماه انتساب. من شامل احساسات من اما بیهوده – رئیس من می توانید ببینید درد در چهره من – پس او ساخته شده است یک پروژه شیرین” و این بود که من می تواند سفر به وانواتو – جزیره – بهشت. من تا به حال شنیده هرگز این نام قبل از “وانواتو” – من می خواستم تا مطمئن شوید که من شنیده ام آن را به درستی – من رئیس آن کشور این بار دوم او گفت: در وانواتو است و در جزایر اقیانوس آرام. او گفت که او در حال رفتن برای صرف ناهار و صحبت می کنند به من بعد از ناهار در مورد پروژه.

در آن روزها در غیاب گوگل یا هر موتورهای جستجو آنلاین – من به کتابخانه رفتم به کشف کردن که در آن وانواتو شد. من در زمان اطلس و نشست کنار جهان است که وجود دارد در کتابخانه. پس از میکروسکوپی جستجو متوجه شدم که این یک جزیره کوچک در جنوب اقیانوس آرام است. بعدی ذهن من بود در مسیر سفر و من متوجه شدم که من تا به حال به سفر یا از طریق سیدنی یا Auckland – هیجان تا به حال آسمان پرورشی درون من.

در نهایت “D” روز وارد سفر من به وانواتو (بنگلور -سنگاپور-Auckland-وانواتو). من به سادگی دمیده اولین برداشت من از وانواتو – آن را به سادگی یک بهشت – بکر سواحل زیبا و با شکوه سبز و شاد برو خوش شانس محلی رسیدم هتل جایی که من قرار بود به ماندن و سپس واقعیت گیر من است که من تا به حال برای یک پروژه نرم افزاری و نه تعطیلات.

روز بعد مسلح با نرم افزار کیت و من همه جا کیسه من مجموعه ای برای شروع روز اول من در این پروژه است. من استقبال سالمندان استرالیا بود که در 50 است. پس از یک مقدمه کوتاه او به من معرفی تیم مدیریت بانک بودند که تمام استرالیا اتفاقا. بنابراین پست تشریفات من قرار بود به آغاز نصب و راه اندازی نرم افزار در بانک سرور. مدیر عملیات به من معرفی آن سر (محلی وانواتو) و گفت با او را نشان می دهد سرور که در آن نرم افزار بود نصب شده است.

همانطور که من راه رفتن با آن سر و من از او پرسیدم چه نوع سرور وجود دارد که مورد استفاده برای تولید پاسخ او بود که آن را “سیاه و سفید و سرور و بزرگ”. خود را ارسال پاسخ به برخی از لرزد پایین ستون فقرات من به عنوان من در گرفتن عظمت کار در مقابل من. در نهایت من رو نگه دارید از سرور است که با بخت و اقبال من و زندگی بود به همراه سه بعدی برای 7 ماه.

من شروع به کار من در همه جدی و دریافت مطالب از سی دی به سرور و تایپ دستورات مورد نیاز در سرور. بانکی نرم افزار – Microbanker (MB) – (Microbanker بود زودتر آواتار فعلی FLEXCUBE نرم افزار) نبود از نصب حتی پس از دادن دستورات لازم و شروع کردم به تحقیق من روند. خلاصه بعد از یک بررسی متوجه شدم محیط نرم افزار لازم برای اجرای بانکی ما نرم افزار های نصب شده بر روی سرور. من پرسید: در مورد مشابه به آن سر.

بحث رفت و تا حدودی به شرح زیر بین من و آن سر:

بانک آن سر چه موضوع ؟ “شما معنی است که شما نیاز به چیزی به نام سیستم عامل و محیط زیست, نرم افزار برای اجرای نرم افزار خود را?”

من: [email protected]#$ u… maan… (من تظاهر به لبخند)

من در آستانه از دست دادن من سرد من فکر کردم آن ممکن است محتاطانه به رسیدن به یک رویارویی مستقیم و در روز 1.من قاشق تغذیه او و یا به جای کبوتر تغذیه او که سیستم عامل و محیط زیست نرم افزار الزامی به اجرای برنامه ما. باید منصفانه به اندازه کافی به آن سر او به نظر می رسید به درک آنچه من گفته بود نسبتا به سرعت و به او به نوبه خود در تشدید آن به مدیریت عملیات.

All hell broke loose زمانی که این موضوع تشدید شد به عنوان بانک مقصر من و این شرکت برای داشتن آگاهانه آنها را قبل از آن که خاص محیط زیست نرم افزار نیاز به در محل. من تا به حال برای بازیابی از دست رفته زمین به عنوان من بود که سرزنش هیچ تقصیر از من است. من حضور ذهن به رغم فشار به من بگویید این بانک است که این امر ذکر شده است به عنوان بخشی از قرارداد. به من بد شانس قرارداد هرگز ساخته شده هیچ اشاره ای از آن را و آن را در زمان برخی از مهارت های اجبار برای ساکت کردن بانک.

مسئله اینجا بود که اجرای پروژه تا به حال به پایان خواهد رسید در برخی از جدول زمانی و محیطی نرم افزار (کسب و کار اساسی BBX) که لازم بود در دسترس نیست به راحتی از قفسه. ما تا به حال برای رسیدن به تامین کننده در آمریکا است که گفت: از آن خواهد شد 3 هفته به ارائه نرم افزار و در بالای آن بود هزینه بانک 200K تومان – این چیزی بود که بانک تا به حال نه برای بودجه – دوباره تمام فشار این بود که توسط من به عنوان بانک آماده برای این نوع از صرف همه از ناگهانی. آنها می دانستند که اگر محیط نرم افزار بود نه تهیه واقعی پروژه می تواند شروع. در نهایت به منظور قرار داده شد و در نرم افزار وارد کرده و پس از یک ماه یا بیشتر.

آنچه اتفاق افتاد بیشتر در این پروژه ساخته شده من از طریق چندین احساسات بیش از 8 ماه – قهر خنده خودم نا امیدی, الهام, درمانده, مصمم به همه چیز را در برابر شانس… من احتمالا می تواند نوشتن یک کتاب و یا حتی یک فیلم کوتاه در تجربه من در وانواتو. بازگشت به داستان اصلی اجرای پروژه رفت و در نوسان کامل در پست نصب و راه اندازی فاز و تا به حال سهم خود را از چالش است. در بین من موفق به لذت بردن از محلی ملانزی مهمان نوازی و دیدار با برخی از محلی سلیمان و جهان تنها زندگی آتشفشان.

[ad_2]

Related posts

Leave a Comment